تبليغاتX
خلوت گاه من
 
خلوت گاه من
 
 
زندگی
 
 

رمز ارامش در چند گام کوچک:


1
-هر چند وقت يک بار به ميان طبيعت برويد ودر محيطي سبز و پر از ارامش قدم بزنيد.


 

 


2- وان حمام را پر از اب گرم و صابون کنيد،داخل وان بنشينيد . تمام تنش ها را با تنفس عميق از خود دور کنيد

 

3 - در هفته يک بار در هفته تلويزيون را خاموش نگه داريد تا مغزتان استراحت کند.

 


4- هرچند وقت يک بار به يک مکان مقدس برويد و با خدا راز و نياز کنيد.

 


5 - هنگامي که کودکان بازي ميکنند در انها دقيق شويد

 


6- هر چند وقت يک بار بيرون از خانه غذا بخوريد.

 


7- اب جاري منبع انرژي هاي مثبت است پس يک روز در ميان به زيردوش برويد و بگذاريد تا جريان

 

اب تمام عضلات شما را ماساژدهد.

 

 

8- هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگيريد و قوز نکنيد

 


9- به کسي که از صميم قلب دوستش داريد زنگ بزنيد و تلفني صحبت کنيد

 


10- با هر دم و باز دم خدا را شکر کنيد،هميشه لبخند بزنيد،براي خودتان گل بخريد،خود را دوست بداريد،

 

قبول کنيد که انسان جايزالخطاست،زير دوش اواز بخوانيد،کتاب بخوانيد،به موسيقي گوش دهيد،امدن

 

بهار را جشن بگيريد و...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:2  توسط مهدیه  | 
 

زندگي اموزگار عشق است. چنان زندگي كنيم كه هر كاري از ما سر ميزند عاشقانه باشد .

 

زيرا تنها چيزي كه در اين دنيا هرز نمي رود عشق است.

 

عشق متضمن پيروزي‌ است.

 

تنها عاشق است كه پيروز است، روند عشق بسيار متناقض است.

 

در اين ميدان اگر مي‌خواهيد پيروز باشيد، بايد هرگز پيروز نباشيد.

 

عشق هرگز جوياي غلبه نيست، اما همواره غالب است. عشق از آنرو غالب است كه

 

نمي‌خواهد غلبه كند.

 

تحميل و غلبه بركسي، خشونت است و دير يا زود مغلوب به فكر شورش مي‌افتد.

 

اما وقتي پاي عشق در ميان باشد، طغيان رنگ‌ مي‌بازد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 1:24  توسط مهدیه  | 
 

وقتی که تنهای تنها می شوی وقتی که امواج امتحان،خاشاک دوستی های سطحی را می روبد ولجن

متعفن خود خواهی ومنفعت طلبی را عریان می سازد!


وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند وهیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد،.....


 
....یک ملجا وامید وپناهگاه می ماند که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد.


او حتی در مقابل بدی های تو خوبی می آورد وبر روی زشتی های تو پرده ی اغماض  می افکند:


اگر بدانی که محبت و اشتیاق او به تو چه قدر است،بند بند تنت از هم می گسلد.

 

پیش و بیش از همه،خدا را دوست بگیر وهم او را ملاک وشاخص دوستی هایت قرار بده.


هر که به خدا نزدیک تر وصفات خدایی در او تجلی تر،دوست  تر وصمیمی تر...


وتوکه چنین دوستی ورفاقتی می طلبی،خود پیش از دیگران،به خلق وخوی الهی متخلق می شوی
.

 

خــــدایا: سابانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم را در آن بگسترانم و با

دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای

عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی....

 |+| نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:10  توسط مهدیه  | 
 

انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است.

اي دوست از خدا نخواهيد كه شما را ببخشد زيرا بخشش كار او است، بلكه از خداوند بخواهيد شما را

كمک كند.

عشق، نخستين گام به سوي ملكوت است و تسليم، آخرين آن. آري تمام سفر، دو گام بيش نيست. 

 دوست خوبم برخيز تا مهار زندگي‌ات را در دست گيري. راز دوستي در اين است كه محبت را نه فقط با

محبت پاسخ دهيد. سعي كنيد عشق و محبت خود را خالصانه و به‌طور آشكار نمايان كنيد،

 
 تا وقتي مي‌‌شود از راه عشق، ديگران را دوست داشته باشيم، نبايد در سايه ترحم بايستيم. يك قلب

مهربان، يعني چشمه‌اي از شادي كه هر چيز را در اطراف خودش تر و تازه نگه مي‌‌دارد.


اي دوست مگذار كه سردي دل از سخاوت تو خالي بماند. بيا مرهمي باشيم براي دلهايي‌ كه همواره

سرشار از عشق و عاطفه هستند. عمر گذشته را چگونه برخواهيد آورد.

مي‌‌توان اين جمله را در دفتر فردا نوشت: خوبي از هر چيز ديگر بهتر است،  صداقت و پاكدلي را پيشه

سازيد، بعد توقع داشته باشيد كه به حاجت برسيد و محروم نشويد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 15:13  توسط مهدیه  | 
 

هیچ موفقیتی بدون صبر امکان پذیر نیست.   نیوتن

گرچه صبر خیلی تلخ است ولی نتیجه اش شیرین است.   لامارتین

صبر دشمن عجله است و عجله باعث شکست است.   آلفرد نوبل

آن که از گردش روزگار عبرت نگیرد همیشه نادان باقی خواهد ماند.   سعدی

صبر کوره گدازنده ایی است که شخص در حرارت آن آبدیده می شود.  کانت

صبر را باید از درخت آموخت که همه رنج خزان و زمستان را تحمل می کند تا بهار برسد و باز شکوفا شود.   دانته

هر کس از طبیعت درس نیاموزد از هیچ استادی نخواهد آموخت.  میکل آنژ


زندگی


زندگی را باور کن همانگونه که هست


با همه ی دردهاورنجهایش


با همه ی شادیها و غمهایش


با همه ی شکستها وپیروزیهایش


ما میتوانیم صبور باشیم وصبورانه زندگی کنیم


میتوانیم از زندگی دیگران عبرت بگیریم


سعی کنیم همانطوری زندگی کنیم که هستیم


همیشه به فکر چیزهای نداشته نباشیم


کمی هم از چیزهایی که داریم استفاده ی درست بکنیم


ایمان داشته باشیم به فردایی بهتر


و به خاطر داشته باش که ما میتوانیم!!......

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 2:50  توسط مهدیه  | 

به نظاره آسمان رفته بودم ؛

گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،

مرغان الماس پر

ستارگان زيبا و خاموش ،

تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته

به بازی افسون کاری شنا می کنند .

آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش

که تنها لبخند نوازشی است

که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،

از راه رسيد و گل های الماس شکفتند

و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،

دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،

آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .

و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که

گويي يک راست به ابديت می پيوندد !

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 22:53  توسط مهدیه  | 
 

يادم باشد : حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد ،

يادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من است که دل نيست ،

يادم باشد : جواب کينه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگي را با کمتر از صداقت ندهم ،

يادم باشد : بايد در برابر فرياد ها سکوت کنم و براي سياهي ها نور بپاشم ،

يادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگيرم و از آسمان ، درس پاک زيستن،

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست، بايد با او هم لطيف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام نه براي تکرار اشتباهات گذشته !

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه

مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي که از سازش عشق مي بارد به

اسرار عشق پي برد و زنده شد !

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود ،

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 9:18  توسط مهدیه  | 
زندگي زيباست

 

خدا همین جا در خانه است ، این ما هستیم که برای قدم زدن بیرون رفته ایم .

 

کار من این نیست که به خودم فکر کنم . کار من این است که به خدا فکر کنم . خدا خودش به

 

من فکر می کند .

 

بعضی از بزرگ ترین هدایای خداوند ، دعاهای بی جواب است .

 

خدا در درون ماست ، اما ما او را جایی در بیرون خود قرار می دهیم تا پرستش کنیم

 

دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی ، چرا حالا نه ؟

 

خداوند انسان را در آب های عمیق فرو می کند ، نه برای غرق کردنش ، بلکه برای پاک

 

کردنش .

 

خدا می گذارد سختی های زندگی را تجربه کنیم ، تا درس هایی بیاموزیم که در هیچ شرایط

 

دیگری نمی توانستیم یاد بگیریم . یاد گرفتن این درس ها به معنای انکار احساس ناراحتی نیست ،

 

بلکه یافتن مفهومی است که در زیر آن احساس وجود دارد .

 

معمولاً خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند . ما آنها را به صورت دوستان

 

مان می شناسیم .

 

زندگی هدیۀ خداست به تو. طرز زندگی کردن تو، هدیۀ توست به خدا.

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:17  توسط مهدیه  | 
زندگي زيباست
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 17:46  توسط مهدیه  | 
 

زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست.....

 و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست ..... هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين

دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ

 وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:51  توسط مهدیه  | 
 
  بالا